تبليغاتX
اگه پايه اي بياتو
اگه پايه اي بياتو

وبلاگ خصوصي دانش آموزان كلاس اول دبیرستان تيزهوشان(فرزانگان)بوشهر

 

 

تا حالا دقت کردین ما به بانک اعتماد می کنیم و پولامونو می ذاریم اونجا، ولی بانک به ما اعتماد نداره

حتی خودکارها رو هم زنجیر کرده!

ملت ما ملتیست که وقتی توی خیابون زل زل نگات می کنن نمی تونی تشخیص بدی خوشگلی یا

احیانا زیپت بازه!

قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال مانند شوخی با اسلحه در حالت رگبار است!

من هر وقت حس درس خوندن بهم دست می ده، 5 دقیقه دراز می کشم برطرف می شه!

اگر پیاده روی و دوچرخه سواری برای سلامتی مفیده پستچی باید همیشه زنده باشه!
یه نهنگ تمام روز رو شنا می کنه، ماهی و آب می خوره ولی باز هم چاقه!
یه خرگوش بیشتر وقتا در حال دویدنه و جنب و جوش داره و گیاه خواره ولی فقط ۱٫۵ سال عمر می کنه!
یه لاک پشت جنب و جوش نداره، به آرامی حرکت می کنه و هیچ کاری نمی کنه ولی ۴۵۰ سال عمر می کنه!
خودتون قضاوت کنید، باز هم می گید ورزش کنم؟

 

تا حالا دقت کردین ما به بانک اعتماد می کنیم و پولامونو می ذاریم اونجا، ولی بانک به ما اعتماد نداره

حتی خودکارها رو هم زنجیر کرده!

ملت ما ملتیست که وقتی توی خیابون زل زل نگات می کنن نمی تونی تشخیص بدی خوشگلی یا احیانا زیپت بازه!

قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال مانند شوخی با اسلحه در حالت رگبار است!

من هر وقت حس درس خوندن بهم دست می ده، 5 دقیقه دراز می کشم برطرف می شه!

اگر پیاده روی و دوچرخه سواری برای سلامتی مفیده پستچی باید همیشه زنده باشه!
یه نهنگ تمام روز رو شنا می کنه، ماهی و آب می خوره ولی باز هم چاقه!
یه خرگوش بیشتر وقتا در حال دویدنه و جنب و جوش داره و گیاه خواره ولی فقط ۱٫۵ سال عمر می کنه!
یه لاک پشت جنب و جوش نداره، به آرامی حرکت می کنه و هیچ کاری نمی کنه ولی ۴۵۰ سال عمر می کنه!
خودتون قضاوت کنید، باز هم می گید ورزش کنم؟

زن: عزیزم، دنبال چی می گردی ۴ ساعته زل زدی به اون قباله ازدواجمون؟! شوهر: دنبال تاریخ انقضاشم!


روش های رفتن به خارج
1- با ماشین
2- با اتوبوس
3- با هواپیما
4- با قاچاق
5- با فتوشاپ!

سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:
1- خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
2- خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
3- خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس می ده

اگر از بچگی به جای سیگار بهمون می گفتن "مسواک" ضرر داره، الان هیچ کس دندون درد نداشت، همه دور هم جمع می شدیم یواشکی مسواک می زدیم.

اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟

داشتیم با مامانم تو پاساژ راه می رفتیم، یهو مامانم هلم داد داشتم با مخ می خوردم زمین! می گم چرا این جوری می کنی؟ می گه قوز نکن!

یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی... همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه می فهمی چه غلطی کردی!

فقط یه پسر ایرانی می تونه 8 تا دوست دختر داشته باشه و روی همه شون هم غیرت داشته باشه!

حیف نون 4 تا زن داشته، می ره آفریقا، برگشتنى با خودش یه زن سیاه پوست میاره. ازش می پرسند این دیگه کیه؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه ایام محرم آوردم!


حیف نون رو عقرب نیشش میزنه در حال مرگ میگه: سر قبرم بنویسید پلنگ خوردش.


فرق افتادن از طبقه اول با طبقه دهم:
طبقه دهم: آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
طبقه اول: بوووووفففففف . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ


آقای دست و دلباز تصادف می کنه، وسط خیابون داد می زنه آخ ماشیینم! آخ ماشینم! پلیسه می گه بدبخت این قدر حرص ماشینو نخور، دست چپت قطع شده! آقای دست و دلباز دستشو نگاه می کنه، می گه: یا حضرت عباس! ساعتم کو؟


بعد از زلزله حیف نون لباساشو برای کمک می فرسته پاکستان. با یه بسته تاید براش پس می فرستن!


ازتسمشس (Eztesmeshes) یعنی چه؟!
...
...
واژه ای که یک مکانیک اصفهانی هنگام اشکال پیدا کردن تسمه اتومبیل به کار می برد!‎‎

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط bluegirl|

قابل توجه بعضیا...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ
همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم
عطر بر خود زدم و غالبه سا رفتم و شد

حمد را خواندم و آن مد"ولاالضالین"را
ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

یکلام از قاسم و جبار نگفتم سخنی
گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد

همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین
سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد

مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟
من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست
من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد

مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید
فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد

خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون
پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد

گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو
تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط bluegirl|

خدایا کفر نمی‌گویم

 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است . . .

 
 
 
پ.ن: نجمه و ساحل خانوم و بقیه بچه های سمپادی که اسمشونو نگفتن
دمتون گرم ُ مخلص بچه های سال پایینی
دلتون بسوزه:D
اومدین دبیرستان دوباره همدیگرو میبینیم
میدونم دلتون وا3 سال بالایی هایی به گلی ما تنگ میشه(اعتماد به نفس کاذب)
اولی های امسالو اذیت نکنینا
کلا اولی جماعت گناه داره
من خودم امسال اولی میشم دوباره
 
ممنون از نظراتون
 
 
نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط bluegirl


كد قالب جدید قالب های پیچك